تبلیغات

javahermarket

مسخ شده - مقایسه دیدگاه دین بودا و دین اسلام در مورد انسان

نگه چون پیش پارا دید نتواند که ره تاریک و لغزان است


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :امیر آریا
تاریخ:پنجشنبه 9 خرداد 1392-03:54 ب.ظ

مقایسه دیدگاه دین بودا و دین اسلام در مورد انسان

تقریبا در تمام ادیان انسان دارای مرتبه بسیار والایی دانسته شده است. دین بودایی و جین به خدا معتقد نیستند، از این رو طبیعتا انسان والاترین موجود در نزد آن هاست. او بالقوه قادر است با اتکا به خود به مقام خدایی برسد. تنها با جهل و نادانی است که طبیعت واقعی بزرگ او موقتا پنهان می ماند. در دین بودایی انسان عالی ترین وجود به شمار می آید. روح ساکن در درونش حقیقتا بارقه ای الهی است و از این رو از میان همه موجودات دیگر او از منزلتی ممتاز برخوردار است. به دلیل جهل است که انسان از شناخت عظمت وجودی خویش عاجز می ماند و از انواع محدودیت های درونی رنج می برد. لحظه ای که ماهیت حقیقی خود را بشناسد موجودی نامحدود شده، از تمام قیود رها می گردد. در اسلام نیز انسان از مقام والایی برخوردار است. همان طور که آیات قرآنی به صراحت انسان را خلیفه خداوند یعنی جانشین او بر زمین می داند احادیث بیشماری از معصومین نیز دلالت بر قداست و مقام شامخ انسان دارد. انسان کامل می تواند مظهر تمام عیار اسماء و صفات خداوند باشد و این موهبتی است که به هیچ یک از مخلوقات دیگر داده نشده است. نشانه عبد کامل و بنده خالص او بودن همان اجازه تجلی و ظهور صفات الهی در اوست. به نظر می رسد دین اسلام بیشترین ارزش را برای انسان قائل است و در عین حال بزرگترین مسئولیت را متوجه او می داند. بر طبق این دین انسان کاملا آزاد و در فطرت اولیه اش پاک و بی آلایش است. هر آن چه بخواهد می تواند انجام دهد. خداوند کاملا او را آزاد آفریده که خوب یا بد را انتخاب کرده، بر طبق آن عمل کند. البته خداوند از انسان می خواهد که راه خیر را انتخاب کند. بر طبق دین هندوئی و بودایی و جین انسان به سبب تیرگی غبار جهل و سنگینی بار کارما های گذشته تولد می یابد، اما برحسب دین اسلام انسان کاملا پاک و بی عیب و با آزادی کامل اراده متولد می شود، از این رو انسان برای هر عملی که انجام می دهد کاملا مسئول است. در دین هندوئی و بودایی و جین، انسان با محدودیتهای خاصی به دنیا می آید و از این رو به یک معنا او نه کاملا آزاد است و نه می تواند مسئولیت کامل اعمال خود را بر عهده گیرد. با توجه به عقیده اسلام به امر و دستور مطلق خداوند و سرنوشت بشر و قضا و قدر الهی به نظر می رسد که در این دین انسان کاملا دارای اراده و آزادی است. در بسیاری از آیات قرآنی سخن از آزادی بشر است و لحن کلی آن ها در نهایت اختیارگرایانه می نماید. دین هندوئی و بودایی و غیره را نمی توان جبرگرا نامید، اما آشکارا آن مقدار آزادی را که به نظر می رسد دین اسلام به انسان می دهد برای او قائل نیستند.. قانون کارما در آن واحد نماد جبر و آزادی و اختیار است. اسلام، به سبب گفته هایش درباره آینده روشن انسان بواسطه اعمال نیکش در روی زمین به انسان آزادی می دهد. اگر آزادی معنا و مفهومی نداشته باشد، انسان نمی تواند مسئول سرنوشت خوب یا بد خویش شناخته شود. ادیانی که خاستگاه هندوئی دارند، در مورد طبیعت انسان می گویند که انسان ذاتا موجودی روحانی است. انسان در درون خود روحی دارد که ماهیت اصلی او را تشکیل می دهد. این روح فناناپذیر است و از این روست که انسان در ماهیت اصلی خود فناناپذیر است. حتی دین بودایی که در ظاهر منکر این روح است در واقع آن را به طریق خاص خود قبول دارد. اسلام نیز دلالت روشنی به دست می دهد که نشان دهد طبق آن طبیعت انسانی اساسا روحانی است. مانند تمام ادیان دیگر اسلام نیز به زندگی انسان پس از مرگ معتقد است و البته از آنجا می توان بدرستی حدس زد که به اعتقاد اسلام، عنصری روحانی در انسان وجود دارد که فناناپذیر است، اسلام بیان روشنی در مورد حضور روحی فناناپذیر که طبیعت اصلی و واقعی انسان را تشکیل می دهد وجود دارد. قرآن به صراحت ابراز می دارد که انسان در نظر اسلام از دو جنبه جسمانی و روحانی برخوردار است، آنجا که می فرماید انسان را از خون بسته آفرید... و سپس روح خود را در آن دمید. از میان عواملی که نگرش دینی را از نگرش ماده گرایانه متمایز می کند، شاید مهم ترین تمایز این باشد که دیدگاه ماده گرایانه این عالم را دنیای نهایی می داند و زندگی طبیعی انسان را تنها داستان واقعی درباره او تصور می کند در حالی که نگرش دینی چنین باوری ندارد. بر طبق نگرش دینی، این عالم مادی دنیای نهایی و پایان زندگی طبیعی(جسمانی) انسان مقصد نهایی او نیست. تمام ادیان دنیا به زندگی پس از مرگ معتقدند، اگر چه درباره ماهیت دقیق آن اختلاف نظر دارند. در این جا نیز ادیان هندی یک گروه و ادیانی که خاستگاه سامی دارند دسته ای دیگر را تشکیل می دهند. تمام ادیانی که منشا هندوئی دارند - هندوئیسم، بویسم، دین جین و سیک - با صراحت معتقدند که پس از این حیات جسمانی کنونی، انسان با تناسخ در جسمی دیگر بر طبق اعمال زندگی کنونی خویش دوباره به دنیا می آید. هر انسانی در درون خود روحی دارد که با مرگ جسمانی از بین نمی رود و پس از مرگ جسم کنونی به جسم تازه ای انتقال می یابد. شق دیگر تولد دوباره موکشا است. کسانی که از ثمرات اعمال اسارت آور خود فراتر رفته و به معرفت دست می یابند پس از مرگ دوباره متولد نمی شوند. آنان به مقام و مرتبه روحانی فناناپذیری و کمال می رسند. البته در دین بودایی اعتقاد به بهشت و دوزخ وجود ندارد و بر طبق آن سرنوشت نهایی بشر رسیدن به نیروانا است - یا مقام و مرتبه آزادی روحانی و کمال. این مقام نیروانا را می توان در این زندگی نیز به دست آورد و از این رو ترک زندگی کنونی برای رسیدن به نیروانا ضروری نیست. اگر کسی قادر باشد انواع مختلف لذات دنیوی را با عوامل به قواعد راه هشتگانه به طور کامل ترک کند، علی رغم قالب جسمانی اش به نیروانا دست یافته است. آخرت شناسی ادیان سامی کم و بیش یکسانند. روز داوری نهایی، رستاخیز مردگان، محاسبه اعمال نیک یا بد هر فرد در روی زمین و سرانجام فرستادن او به بهشت یا دوزخ بر طبق اعمالش، اجزاء اصلی آخرت شناسی همه ادیان سامی را تشکیل می دهند. این ادیان در جزییات قدری با یکدیگر تفاوت دارند. آخرت شناسی اسلامی روشن ترین آن هاست. دین اسلام به وضوح به روز داوری نهایی، رستاخیز مردگان و انتقال به بهشت یا دوزخ معتقد است. بر طبق دین اسلام ارواح مردگان در دوره میانی در برزخ به سر می برند و در روز نهایی داوری همگی از گور برخاسته و فرشتگان خداوند آن ها را برای داوری نهایی به حضور خداوند می آورند. در روز داوری نهایی همه حیات دوباره می یابند(از گور بر می خیزند) و در برابر خدا حاضر می شوند و سرانجام بر طبق اعمال خوب یا بدشان به بهشت یا دوزخ منتقل می شوند. اسلام توصیفی نیز از این انتقال به دست می دهد که به بهشت یا دوزخ منتهی می شود. قبل از رسیدن به دوزخ یا بهشت، روح باید از پلی به نام صراط عبور کند. برای شخص گناهکار پل بسان لبه شمشیر تیز است و در نتیجه او به ورطه رنج و آلام یعنی دوزخ سقوط می کند، اما برای انسان پرهیزکار پل کاملا عریض می شود به گونه ای که او به آسانی از آن عبور می کند و به بهشت می رود. در مورد مسأله سرنوشت بشر نیز، مانند مسائل دیگر نظیر آن، به نظر می رسد ادیان سنت هندوئی کم و بیش باور مشترکی دارند، در حالی که به نظر می رسد ادیان سنت سامی دارای باور مشترک دیگری هستند. با وجود این، این بدان معنا نیست که این دو سنت ]سنت هندوئی و سامی[ هیچ نوع وجه مشترکی با یکدیگر ندارند و با اینکه ادیان متعلق به یک سنت در همه چیز میان خود اشتراک عقیده دارند. شباهتها و وجوه اختلافی نیز در میانشان وجود دارد، اما به طور کلی ادیان هندوئی یک گروه و ادیان سامی گروه و مجموعه ای دیگر را تشکیل می دهند. هندوئیسم، دین بودایی و جین و آیین سیک همه معتقدند که سرنوشت نهایی انسان، موکشا یا آزادی است. موکشا بر طبق تمام این ادیان اساسا به معنایی رهایی از چرخه مستمر تولد و مرگ و تولد دوباره از جنبه منفی آن و رسیدن به مرتبه روحانی آزادی،کمال، ابدیت و فناناپذیری از جنبه مثبت آن است. اما در اینجا نیز این ادیان در مورد ماهیت دقیق و محتوای جنبه مثبت آن در میان خود اختلاف نظر دارند. در ادیانی مانند هندوئیسم و دین سیک که معتقد به خدا هستند، خدا مثال اعلای کمال شناخته می شود. از این رو در ادیان این پرسش مطرح می شود که آیا کمال کیفیات دیگری که در موکشا برای انسان حاصل می شود همان کمال خداوند است یا دارای ماهیت متفاوتی است. هم چنین آیا این کمال به معنای دست یابی به مرتبه اتحاد یا همانندی با خداست یا فقط مرتبه قرب یا ارتباط با اوست. در پاسخ به این پرسش ها، هندوئیسم و دین سیک از برخی جهات اتفاق نظر و از برخی جهات دیگر اختلاف نظر دارند. در خود دین هندوئی، پاسخ های گوناگونی وجود دارد. چون دین بودایی و جین به خدا اعتقاد ندارند، از این رو چنین پرسش هایی اساسا در آن ها مطرح نمی شود. اما به نظر نمی رسد در این مورد نیز این دو دین باورهای دقیقا مشابهی درباره معانی مثبت مفهوم نیروانا یا موکشا داشته باشند. دین بودایی درباره معانی مثبت نیروانا خیلی صراحت ندارد، اما در این اعتقاد که نیروانا مرتبه به سردی گراییدن امیال و شهوات است، کاملا صراحت دارد. این دین درباره این که واقعا چه نتایج مثبتی با نیل به نیروانا حاصل می شود به روشنی معلوم نیست، جز این که گفته می شود نیروانا مقام صلح و آرامش کامل، طمأنینه و نیز شاید سعادت عظماست. همچنین هندوئیسم و دین بودایی معتقدند که آزادی می تواند در این زندگی(جیوان موکتی) نیز حاصل شود. بعلاوه، هندوئیسم گاهی بهشت را سرنوشت غایی انسان می داند، اما دین بودایی و جین(و شاید دین سیک نیز) چنین عقیده ای ندارند. ادیان سامی عمدتا معتقدند که نیل به بهشت یا دوزخ، برحسب اعمال فردی، سرنوشت نهایی بشر است. با وجود این، آن چه انسان به عنوان سرنوشت نهایی خود باید موردنظر قرار دهد قطعا بهشت است نه جهنم. بهشت مکانی فناناپذیر، ابدی، حیات روحانی در جوار خداوند و مرتبه پیوند دائمی با خداست. اما در این جا نیز حتی در این مرتبه انسان متناهی باقی می ماند و هرگز به مقام برابر با خدا دست نمی یابد. اگرچه در بهشت نه و جود جسمانی و نه فعل و عمل مادی و احساسی وجود دارد، امکان بهره جویی از نعمات و سعادت کامل است. به هر حال در توصیف لذایذ بهشت در دین اسلام نوعی رنگ و بوی و جاذبه روحانی و غیر شهوانی است. انواع راحتی ها در آن جا حاضر است. در تمام این موارد ادیان سامی با تأکید کمتر یا بیشتر با یکدیگر اتفاق نظر دارند. از مطالب گفته شده تصویری مناسب به دست می آید که بر اساس آن می توان نتیجه گرفت که میان ادراک ماهیت سرنوشت نهایی انسان در ادیان سامی و هندو شکاف و اختلافی آشکار وجود دارد. اما این نتیجه گیری همواره درست نیست زیرا اگر دقیقتر نگاه کنیم می بینیم که ممکن است همانندی های آشکاری نیز میان آن ها وجود داشته باشد. دست کم میان ادراک ادیان هندو و مسیحی از ماهیت سرنوشت انسان تشابه زیادی وجود دارد.






Can you increase your height by stretching?
دوشنبه 30 مرداد 1396 10:39 ق.ظ
I simply could not go away your website before suggesting that I actually loved the standard
info a person provide on your visitors? Is gonna be again continuously in order to check out new posts
http://madalenegrode.hatenablog.com/entry/2015/06/27/144457
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:06 ق.ظ
I visit everyday some web sites and information sites to read content,
but this weblog offers feature based articles.
http://suzanburdis.hatenablog.com/archive
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:04 ب.ظ
Having read this I believed it was rather informative. I appreciate you finding the time and effort to put this short article together.
I once again find myself spending way too much time both reading and commenting.
But so what, it was still worth it!
Where are the femur tibia and fibula?
جمعه 13 مرداد 1396 03:02 ب.ظ
I'm not sure why but this site is loading incredibly slow for me.

Is anyone else having this issue or is it a issue on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 06:50 ب.ظ
all the time i used to read smaller articles or reviews which as
well clear their motive, and that is also happening with this piece of writing
which I am reading at this time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


javahermarket